‏نمایش پست‌ها با برچسب مهدی کروبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مهدی کروبی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

پیام نوروزی حجت الاسلام مهدی کروبی


کلمه: حجت الاسلام مهدی کروبی به مناسبت آغاز سال جدید پیام ویدئویی منتشر کرد.کروبی در این پیام تاکید کرده است:مخالف نظامی که در حد یک قایق است. آن موقع کشتی نظام را باید یک قایق کوچک بنامیم که جمع کوچکی را درون خودش جا داده است. ولی جمهوری اسلامی ، جمهوری وسیع و گسترده است و قابل اینکه همه جمعیت ها با همه اندیشه های گوناگون پذیرایش باشند و در آن زندگی کنند.
به گزارش سحام نیوز متن  کامل پیام نوروزی  حجت الاسلام مهدی کروبی به شرح زیر است:
 بسم الله الرحمن الرحیم
سال جدید و نوروز باستانی را به هموطنان در سراسر جهان، ایرانیان عزیز، پارسی زبانان و به کل آنهایی که نوروز را برگزار می کنند، تبریک می گویم و از خداوند منان،بزرگی عظمت، استقلال، آزادی، عدالت و رفاه همه را خواستارم.
متاسفانه سال جاری سال خوبی نبود، سالی بود همراه با مشکلات، دشواریها سختی ها تلخیها، هم از نظر اقتصاد و تورم که مردم با همه وجودشان دشواریها و تنگناهای اقتصادی را احساس کردند و از طرف دیگر به خاطر یک انتخابات پرشوری، به جای اینکه از آنها سپاس و تقدیر بشود، وقتی سرنوشت انتخابات را – که نظارت و اجرا برای اولین بار کاملا با هم هماهنگ بودند – را دگرگون کردند، مردم متین و ساکت به صورت ملیونی اعتراض کردند و به جای اینکه به خواسته های آنها رسیدگی کنند، با آنها برخورد کردند، جمعی به شهادت رسیدند، برخی زیر شکنجه کشته شدند، به طور بی سابقه ای، هزاران انسان زندانی شدند. از مسئولین جمهوری اسلامی در سطوح بالا عده زیادی زندانی شدند. مطبوعات و روزنامه ها تعطیل شدند، خبرنگاران به طور بی سابقه ای روانه زندان شدند. همه متاسف شدند و به خواسته ها عمل نشد.
اساس این قضیه و ماجرا و حادثه تلخ به خاطر این بود که جمعی تن به قانون ندادند و به مصالح نظام فکر نکردند و پافشاری کردند بر اینکه اگر کسی غیر از آن چیزی که ما می گوییم بگوید، فتنه گر است، آشوبگر است و وابسته به بیگانه است. در حالی که خود آنها هم می دانستند که خواسته ، خواسته های مردم و مشروع است و همه این افراد چهره و شخصیتشان در راه نظام و جمهوری اسلامی هستند. متاسفانه با این کار نظام را تضعیف کردند و تازه متهم کردند که شما بر علیه نظام کار می کنید.
ما می گوییم، نظام یعنی چه؟ اول نظام را معنا کنیم. آیا نظام به معنی ارزشها، نظام یعنی ۷۵ میلیون جمعیت ، نظام یعنی قانون اساسی، نظام یعنی جمهوری اسلامی است؟ ما مطمینا طرفدار نظام هستیم و فدایی نظام و برای منافع ملی و کشور و اسلام و جمهوری اسلامی حاضریم جان خود را هم بدهیم. و ما معتقدیم ظرفیت قانون اساسی وسیع است و همه را در بر می گیرد وکشتی نجاتی است که ۷۵ میلیون در آن سوارند. این را نظام می گوییم.
اما اگر منظور از نظام، فرد یا دسته خاصی است که یک جمع کوچکی را درون خودش جا می دهد، مثلا روحانیونش آقای جنتی، یزدی، مصباح، شجونی، طائب، رسایی، حسینیان، سید احمد خاتمی ، حسنی امام جمعه ارومیه، … باشند، یا نفراتش قاضی مرتضوی، محمود احمدی نژاد، الهام، نقدی، مرندی، جلال الدین افغانی، … باشند، اگر منظور از نظام این است، ما مخالف این جور نظام هستیم، مخالف نظامی که در حد یک قایق است. آن موقع کشتی نظام را باید یک قایق کوچک بنامیم که جمع کوچکی را درون خودش جا داده است. ولی جمهوری اسلامی ، جمهوری وسیع و گسترده است و قابل اینکه همه جمعیت ها با همه اندیشه های گوناگون پذیرایش باشند و در آن زندگی کنند.
من در همین جا عرضم را خاتمه می دهم و توفیق همه را از خداوند خواستارم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
1 / 1 / 1389 

۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه

پسر کروبی: حراست ارشاد در حمله روز جمعه دست داشت

پسر کروبی: حراست ارشاد در حمله روز جمعه دست داشت





آقای کروبی در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات در تهران مورد حمله قرار گرفت
پسر مهدی کروبی می گوید که مأموران اداره حراست وزارت ارشاد ایران، در سازماندهی حمله روز جمعه به آقای کروبی دست داشته اند.
حسین کروبی روز شنبه ۲ آبان (۲۴ اکتبر) در گفت و گو با وبسایت تغییر (پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی) گفته است: "در ابتدای حضور آقای کروبی در نمایشگاه، افراد معلوم الحال شوکه شده بودند و با توجه به سرزده بودن این بازدید و عدم اطلاع رسانی خبری، نمی توانستند این استقبال پرشکوه را تحمل کنند. لذا... در برنامه ای هماهنگ شده با حراست نمایشگاه، هجمه بی ادبانه ای را طراحی کردند".
او گفته است که در پایان بازدید آقای کروبی از نمایشگاه، مأموران حراست وزارت ارشاد پیشنهاد کرده اند که به منظور "حفظ نظم" بهتر است که آقای کروبی از طبقه دوم خارج شود و وقتی محافظان او با این پیشنهاد موافقت می کنند، مأموران حراست اجازه ورود هواداران آقای کروبی را به طبقه دوم نمی دهند. "در این حین دیده می شود که ۱۰-۲۰ نفر از افراد سازمان یافته گرد آنان را می گیرند".
او گفته است که این افراد با پرتاب اشیاء به سوی آقای کروبی باعث زخمی شدن پیشانی او شده اند و ضمن فحاشی علیه او، کوشیده اند به او آب دهان بیندازند.
((گویا نامه آقای کروبی در تشریح وظایف مجلس خبرگان و هراس آنان در پاسخگویی رسانه ای به آن، تنها راهکار پیش روی آنان را سبک و روش اراذل قرار داده است.)) حسین کروبی

حسین کروبی حمله به آقای کروبی را با "رفتار کفار در صدر اسلام" مقایسه کرده و نسبت به "رواج هنجارهای عصر جاهلیت" هشدار داده است.
او گفته است: "گویا نامه آقای کروبی در تشریح وظایف مجلس خبرگان و هراس آنان در پاسخگویی رسانه ای به آن، تنها راهکار پیش روی آنان را سبک و روش اراذل قرار داده است".
اشاره حسین کروبی به نامه ای است که مهدی کروبی پس از اجلاسیه مجلس خبرگان به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس این مجلس نوشت و در آن از بی اثر شدن این مجلس انتقاد کرد.
آقای کروبی در آن نامه مجلس خبرگان را نهادی توصیف کرده بود که "مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی، عهده دار معماری و نظارت بر رآس هرم قدرت در ساختار حکومتی ایران است و مسئول انتخاب و تعیین رهبری و نظارت بر عملکرد آن و سازمان های تابعه اش" و به تندی از این که اعضای این مجلس نسبت به عملکرد نهادهای زیرنظر رهبر جمهوری اسلامی بی تفاوت بوده اند، گلایه کرده بود.
پسر آقای کروبی در گفت و گو با وبسایت تغییر همچنین موضوع پرتاب کفش به آقای کروبی در جریان حمله روز جمعه را رد کرده است.
پیش تر خبرگزاری فارس در گزارشی تصویری از این حمله، مراحل مختلف پرتاب یک لنگه کفش به سوی آقای کروبی را در چند عکس منتشر کرده بود.

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

دومین نامه کروبی به هاشمی: بدون نظارت، چه ضرورتی به تشکیل مجلس خبرگان قبل از مرگ رهبری است؟

خلاصه:
مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای شدید الحن خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی، ضمن یادآوری وظایف مجلس خبرگان، نسبت به بی تفاوتی این مجلس در خصوص اوضاع خطیر کشور و کوتاهی در اعمال نظارت بر عملکرد رهبری اعتراض کرده است. او رفتار اعضا و رئیس مجلس خبرگان را مغایر با روحیه انقلابی و در جهت خلاف مصالح اسلام و مردم دانسته و این پرسش را مطرح کرده است که اگر قرار است خبرگان نظارتی بر رهبری نداشته باشد چه ضرورتی برای تشکیل اجلاس سالیانه است؟ آيا بهتر نيست چنين مجلسی را بگذاريد فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟


محمد تهوری:
مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای شدید الحن خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی، ضمن یادآوری وظایف مجلس خبرگان، نسبت به بی تفاوتی این مجلس در خصوص اوضاع خطیر کشور و کوتاهی در اعمال نظارت بر عملکرد رهبری اعتراض کرده است.
او رفتار اعضا و رئیس مجلس خبرگان را مغایر با روحیه انقلابی و در جهت خلاف مصالح اسلام و مردم دانسته و این پرسش را مطرح کرده است که اگر قرار است خبرگان نظارتی بر رهبری نداشته باشد چه ضرورتی برای تشکیل اجلاس سالیانه است؟ آيا بهتر نيست چنين مجلسی را بگذاريد فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟
مجلس خبرگان رهبری که با یک ماه تاخیر، اجلاس سالیانه خود را یک هفته پیش برگزار کرد، همانطور که انتظار می رفت نه تنها عملکرد رهبری در جریان حوادث مربوط به انتخابات و حوادث بعد از آن را به چالش نکشید، بلکه در بیانیه پایانی خود، به ستایش و مدح رهبری پرداخت و او را شایسته ترین فرد برای رهبری نظام مجددا مورد تایید قرار داد.
اکبر هاشمی رفسنجانی اگرچه در هنگام صدور بیانیه پایانی در جلسه حاضر نبود ولی نمایندگانی چون سیداحمد خاتمی تاکید کردند که وی مخالفتی با این بیانیه نداشته است.
نظارت بر رهبری
مهدی کروبی در نامه اخیر خود در حالی وظیفه نظارتی خبرگان را مورد توجه قرار داده است که اکثریت حاکم بر این مجلس به چنین وظیفه ای قائل نیست. مهدی کروبی می نویسد: "حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبری برآمده از قانون اساسی است و مستظهر به رای ملت ايران. اين مجلس از چنان جايگاهی برخوردار است که هيچ نهادی حق قانونگذاری در خصوص آن را نيز ندارد و اعضای اين مجلس خود حق تعيين شرايط کاری و نظارتی برای خود را دارند." اعضای بانفوذی از مجلس خبرگان احمد جنتی، محمد یزدی، صادق لاریجانی و مصباح یزدی، معتقد به اعمال وظیفه نظارتی از سوی این مجلس نیستند. آنها بر این باورند که ولی فقیه نائب امام معصوم و برگزیده حق تعالی ست و اعضای خبرگان تنها واسطه این انتخاب هستند.
لذا هرگونه نظارتی را بر رهبری ممنوع و آن را مغایر با وظیفه رهروی از ولی امر می دانند.محمد یزدی در مورخ 7 اردیبهشت سال 1388 در گفتگویی با روزنامه جوان درباره چگونگی اعمال نظارت مجلس خبرگان بر رهبری می گوید: "نظارت خبرگان بر رهبری بدین معنا نیست که می تواند به رهبر بگوید این کار را بکن این کار را نکن. خبرگان به هیچ وجه نمی تواند امر و نهی کند، چون رهبر، ولی است و مجلس خبرگان مولی علیه است.
مسوولیت قانونی و شرعی مجلس خبرگان، چیزی بیشتر از تشخیص مصداق نیست." با چنین تحلیلی هرگونه اعمال نظارت بر رهبری و نهادهای زیرمجموعه وی منتفی است، اما پرسشی که اینجا باقی می ماند و مهدی کروبی نیز آن را مطرح کرده، این است که: "اگر قرار بر اين است که در مجلس خبرگان هيچ خبره ای جز به تاييد سخن نگويد آيا بهتر آن نيست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟ به راستی ديگر چه احتياجی است به هزينه کردن از بيت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واين همه هزينه کردن.
آيا بهتر نيست چنين مجلسی را بگذاريد فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟" اشاره مهدی کروبی به طرح شدن موضوع اخراج آیت الله دستغیب از مجلس خبرگان به بهانه ایراد نطق هایی در انتقاد از عملکرد رهبری است. به عقیده حقوقدانان، قبول مسوولیت نمایندگی ولی فقیه در مراکز استانها، شهرها، نهادهای حکومتی و مراکز خارج از کشور توسط اعضای مجلس خبرگان از یک سو و تشکیل سالی یک یا دو نشست توسط اعضای مجلس خبرگان از سوی دیگر، بیانگر این واقعیت است که اعضای مجلس خبرگان و مقام رهبری قائل به وظیفه نظارتی برای مجلس خبرگان نیستند که اگر غیر از این بود پذیرش نمایندگی کسی که قرار است بر او نظارت کنند محل از اعراب نداشت و آنها به جای نمایندگی مقام رهبری مکلف بودند تمام وقت بر عملکرد رهبری و دستگاههای تحت امر این مقام نظارت کنند.
اعمال نظارت استصوابی در انتخابات مجلس خبرگانمهدی کروبی در بخش دیگری از این نامه آورده است: "امام اگر اين مجلس را مايه تقويت رهبری می دانستند منظورشان نه فقط قدردانی و تاييد محسنات که نقد ايرادها از طريق اعمال و انجام وظيفه نظارتی نيز بود. متاسفانه اما جايگاه اين مجلس در سالهای گذشته بدانجا رسيد که نمايندگان ادوار آن همچون آيات عظام رحمت الله عليهم احسان بخش و جمی و عبايی خراسانی و خلخالی و آيت الله عباسی فر را قلع و قمع کردند و تيغ نظارت استصوابی بر گردن آنها نهادند و کسی هم دم بر نياورد که اين چه بلايی است که بر سر خبرگان ملت اين نظام می آورند و مگر آنها چه گناهی کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند.
نتيجه آن سکوت ها است که امروز عده ای به خود جرات می دهند به محض شنيدن صدايی ناخوشايند از يک نماينده، فرياد اخراج و حذف او را سر دهند. غافل از آنکه چنين اختناق و سختگيری هايی آن هم در حق يک نماينده مجلس خبرگان با هيچ عقل سليمی قابل توجيه نيست. چگونه می توان برای مردم توجيه کرد خفه کردن و بستن دهان يک نماينده مجلس خبرگان را که وظيفه ای سنگين برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دليل که حرفی ناخوشايند عده ای زده است؟ اين دم خروس چيزی نيست که بتوان به راحتی از عهده پنهان کردنش برآمد؟" مهدی کروبی که مشهورترین مخالف اعمال نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان در هر انتخاباتی است، در این نامه تنها به ذکر نام تعداد اندکی از رد صلاحیت شدگان بسنده کرده است.
شورای نگهبان اگرچه به تصمیم اعضای مجلس خبرگان، وظیفه نظارتی در انتخابات این مجلس را برعهده گرفته، معتقد به اعمال نظارت استصوابی است و در این راه حتی از رد صلاحیت کردن نمایندگان ادوار مجلس خبرگان نیز ابایی ندارد همانگونه که در دوره گذشته، اعضای این شورا صلاحیت مجید انصاری نماینده تهران در مجلس خبرگان را رد کرد.
متن کامل نامه
متن کامل نامه سرگشاده مهدی کروبی به اکبر هاشمی رفسنجانی که امروز منتشر و نسخه ای از آن در اختیار رسانه ها قرار گرفت به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آيت الله هاشمی رفسنجانی رياست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام
اين دومين نامه ای است که پس از شبه انتخابات رياست جمهوری اخير به شما می نويسم. نامه اول را پس ازآن به شما نوشتم که اخباری بسيار ناگوار و تکان دهنده از درون بازداشتگاهها به گوش من رسيد و بر خود ديدم که از شما بخواهم بنا بر جايگاه حقوقی خود به اين اتفاقات رسيدگی کنيد و نگذاريد در جمهوری اسلامی تعرض به جان و مال و ناموس مردم تبديل به امری معمول و عادی شود. متاسفانه اما آن نامه اثری در مسئولان نکرد و ديديد که بی توجهی و بی حرمتی به حقوق مردم، چه آتشی به خرمن اعتماد زد و چه آبرويی از نظام ما زايل کرد.
البته صلاح مملکت خويش مسئولين دانند. با اين حال اگر آن نامه سرانجامی پيدا نکرد با خود گفتم که شايد رسيدگی به آن نامه از دايره اختيارات شما خارج بوده است.اکنون اما اين نامه دوم را از آن روی به شما می نويسم که ديدم اجلاسيه مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و آنچه در اين مجلس بايد مطرح می شد، مطرح نشد و آنچه بايد توسط اعضای آن مجلس مورد کنکاش قرار می گرفت، مورد کنکاش قرار نگرفت؛ و در يک کلام مجلس خبرگان که ممتاز ترين نهاد نظارتی در نظام جمهوری اسلامی بايد باشد به نهادی بی اثر تبديل شد؛ و ماحصل اين اجلاس صرفا چند سخنرانی و صدور بيانيه ای بود که بدون برگزاری اجلاس وجمع شدن اعضای محترم آن مجلس و زحمت بردن بسيار، هم می شد آن را انجام داد.
اينچنين بود که تصميم گرفتم اين نامه را به شما بنويسم و رشادت ها و دليری های حضرت امام خمينی و نيروهای انقلابی در عصر ستمشاهی را يادآوری کنم و تاکيدی که امام و شاگردان او همچون من و شما بر مقابله با ظلم و جور داشتيم را به خاطر شما بياورم، و توضيح دهم که فلسفه وجودی مجلس خبرگان رهبری و مسئوليت اعضای آن چه بود، تا بعد شما خود داوری کنيد که در شرايط خطير کنونی چه مسئوليتی بر عهده شما بوده و هست و شما تا چه حد جايگاه صندلی ای که بر آن تکيه زده ايد را حفظ کرده و به چه ميزان در جايگاه رياست مجلس خبرگان، حافظ انقلابی بوده ايد که اصلی ترين هدف آن مقابله با بی عدالتی وتضييع حقوق مردم بوده است.
جناب آقای هاشمی
امام خمينی در شرايطی سخت و خطير و در تاريکی استبداد پهلوی، برای دفاع از اسلام و آزادی مردم از استبداد و استعمار، پنجه در پنجه نظامی انداخت که مستظهر به حمايت خارجی و تا بن دندان مسلح بود و خون جوانان را به ارزانی در خيابانها می ريخت. شما که يکی از شاگردان امام و در رکاب ايشان بوديد می دانيد که اگر نبود اعتقادی الهی و عزمی راسخ، مقابله با قدرت مطلقه شاه و استبداد شاهنشاهی و آن فداکاری ها و جانفشانی ها ميسر نمی شد.
حتما به خاطر داريد که در آن شرايط هولناک و در راه مبارزه با جور و استبداد، ابتدا تعداد همراهان همدل در صنف روحانيت بسيار کم بود. هنگامه خطر کردن بود و زمانه زندان و شکنجه و بگير و ببند و تبعيد و دربدری و آوارگی. نه احتمالی قوی به پيروزی بود و نه برنامه ای برای تقسيم غنايم. ايمان و باور قلبی به اسلام و عدالت و مردم در دلهای ما حاکم بود و شوق قدم زدن در بيابان به قصد کعبه. آن رشادت ها و فداکاری ها به رهبری حضرت امام به انقلابی اسلامی و ضد استبدادی منجر شد که ما امروز وارثان آن هستيم و عدالت خواهی آن به مرزهای کشور نيز محدود نميشد و هدفی جهانی داشت از جمله در سرزمين فلسطين و قدس شريف.
جناب آقای هاشمی
من در مقام يکی از شاگردان مکتب امام خود را مديون ايشان و رهبری شجاعانه شان می دانم و با خود عهد کرده ام که تا پايان عمر در رکاب آن انديشه و حافظ آن ميراث گرانقدر اسلامی و ضد استبدادی باشم. چه باک که در اين مسير در نظام جمهوری اسلامی دفتر شخصی و دفتر حزبی مهدی کروبی را پلمپ کنند و روزنامه اش را توقيف و يارانش را نيز در بند سازند. چه باک که جريده هايی دهان دريده به اسم ايران و وطن، از زمين و کيهان بر من بتازند و بيت المال را خرج فحاشی خود کنند و از اين راه مواجب بگيرند و رسانه ملی را نيز تبديل به يک توپخانه حزبی و سياسی عليه اينجانب سازند و نماز مقدس جمعه را هم به مقاصد سياسی خود بيالايند و به مرکزی برای حمله به ياران امام راحل مبدل کنند.
من اما تحمل تمام اين مصائب را برای خود شيرين ساخته ام با يادآوری آنکه چگونه طوفان های سهمگين و فراز ونشيب های دوران سخت پيش از انقلاب و پس از آن سپری شد و چگونه عزم و اراده بی نظير امام و پايداری همراهان پولادين قدم، قساوت و شقاوت ساواک و دژخيمان پهلوی را به لذت پيروزی خون بر شمشير و غلبه حق بر باطل مبدل ساخت. کام من چنان از آن پيروزی ها شيرين است که تلخی برخی مصائب گذرا اثری بر من نداشته و نخواهد داشت.
نيک می دانم که شما نيز در اين مسير در رکاب حضرت امام تمام آن مصائب و سختی ها را تجربه کرده ايد و برخلاف عده ای ديگر، می دانيد که نظام جمهوری اسلامی متکی بر سرمايه ای بسيار گرانبها و رشادت هايی بس فراوان است. شما سی سال در خدمت اين نظام بوده ايد و ميدانيد که اين نظام چه مصائب و مراحل پرخطری را در مبارزه با گروههای التقاطی و الحادی پشت سرگذاشته است و چه هزينه هايی برای اعتلای نظام اسلامی و برقراری حاکميت جمهور پرداخت شده است.
وا اسفا اما که امروز دستاورد ما از آن همه رشادت و مقابله با استبداد و عدالتخواهی چيست و به کجا رسيده ايم؟می بينم که اجلاس خبرگان برگزار می شود و شما نه سخنی در انتقاد از شرايط حاکم بر کشور بر زبان می آوريد و نه انتقادی را بنا به وظيفه خود منتقل می کنيد و از همه عجيب تر در اختتاميه مجلسی بدين اهميت در زمانه ای بدين حد خطير غايب می شويد.
از خود می پرسم آيا اين همان اکبر هاشمی است با همان روحيه ای که قبل و بعد از انقلاب در او سراغ داشتيم؟ به ياد می آورم که شما .......چگونه با رشادت در حضور امام نيز هر گاه که مطلبی را لازم می ديديد هرچند که برخلاف نظر امام بود بر زبان می آورديد. به ياد دارم جلسه ای را که در حضور حضرت امام بوديم و ايشان وصيتنامه خود را به ما ابلاغ کردند و نظر خواستند و همه سخن در تاييد گفتند اما شما نکته ای را که داشتيد در خود فرونبرديد و بر زبان آورديد و امام نيز با بزرگواری سخن شما را پذيرفتند و بدان عمل کردند.
جناب آقای هاشمی
شما با رای مردم و نمايندگان آنها در مجلس خبرگان در راس نهادی قرار گرفته ايد که حساس ترين و پراهميت ترين نهاد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران است. نهادی که مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی عهده دار معماری و نظارت بر راس هرم قدرت در ساختار حکومتی ايران است و مسئول انتخاب و تعيين رهبری و نظارت برعملکرد آن و سازمانهای تابعه اش. اين حقوق و اختيارات را نيز هيچ فردی به آن مجلس نداده است که بخواهد از آن مجلس پس بگيرد و وديعه ای نيست که هر وقت پسنديدند از آن مجلس بستانند.
حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبری برآمده از قانون اساسی است و مستظهر به رای ملت ايران. اين مجلس از چنان جايگاهی برخوردار است که هيچ نهادی حق قانونگذاری در خصوص آن را نيز ندارد و اعضای اين مجلس خود حق تعيين شرايط کاری و نظارتی برای خود را دارند.اجلاس خبرگانی با چنين جايگاهی منحصر به فرد، در شرايط خطير کنونی برگزار شد و پرسش من از شما به عنوان رئيس اين مجلس است که آيا اين مجلس بر اساس و ظيفه خود در اين اجلاس عمل کرده است؟
آيا آن نطق های پيش از دستور و آن گزارش و بيانيه ای که صادر شد به واقع پاسخگوی پرسش ها و ابهامات جامعه امروز ايران بود؟ اگر جناب آيت الله دستغيب با آن سوابق درخشان و پايگاه عميق مردمی که دارند نيز در آن مجلس سخنی را از سر دلسوزی گفتند چنان با ايشان برخورد شد و از ضرورت طرد و حذف و تنبيه ايشان سخن به ميان آمد که گويی در آن مجلس جز به تمجيد و تجليل نبايد سخن گفت و هيچ خبره ای حق انتقاد از شرايط کشور را ندارد و دهان آن خبره ای که از هفت خوان شورای نگهبان گذشته و توانسته به مجلس خبرگان راه يابد را بايد با خاک پر کرد تا مبادا جز به مداحی و تجليل از شرايط موجود سخنی بگويد!
به راستی که ما به کجا می رويم؟ و اگر قرار بر اين بود و هدف مقدس همه ما در مبارزه با استبداد و استعمار رسيدن به چنين نقطه ای بود چه احتياجی بود به مجلس خبرگان؟ اگر قرار بر اين است که در مجلس خبرگان هيچ خبره ای جز به تاييد سخن نگويد آيا بهتر آن نيست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟ به راستی ديگر چه احتياجی است به هزينه کردن از بيت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واين همه هزينه کردن.
آيا بهتر نيست چنين مجلسی را بگذاريد فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟اجلاسيه مجلس خبرگان برگزار شد و توقع آن بود که نمايندگان مردم در اين مجلس نگاهی موشکافانه به آنچه روز انتخابات ۲۲ خرداد رخ داد و حوادث و بحران های قبل و پس از آن داشته باشند. گمان اما نمی کردم که در اين اجلاس، خبرگان ملت، بحران مبتلا به کشور را "فتنه" بخوانند و چنين به اميد پاک کردن صورت مساله ، سر خويش را به زير برف کنند.
به راستی جنابعالی که قبل از انتخابات "آتشفشان" خشم مردم را روشن ديده و آن را اعلام عمومی کرده بوديد چگونه تاييد فرموديد که تصاعد اين آتشفشان را امواج فتنه بخوانند و چنين بی دغدغه از کنار شرايط خطير مترتب بر کشور بگذرند؟ در عجبم که با قانون اساسی، اين ميراث گرانبهای امام و خونبهای شهيدان و ثمره تلاش و پايمردی رهروان انقلاب، و با يکی از اصلی ترين پايه های آن که همانا مجلس خبرگان رهبری است چه رفتاری می شود! و عظمت اين مجلس و جايگاهی که می تواند در حفظ و سلامت نظام جمهوری اسلامی و احقاق حقوق مردم داشته باشد، چه سرنوشتی پيدا کرده است!
رياست محترم مجلس خبرگان رهبری
امام اگر اين مجلس را مايه تقويت رهبری می دانستند منظورشان نه فقط قدردانی و تاييد محسنات که نقد ايرادها از طريق اعمال و انجام وظيفه نظارتی نيز بود. متاسفانه اما جايگاه اين مجلس در سالهای گذشته بدانجا رسيد که نمايندگان ادوار آن همچون آيات عظام رحمت الله عليهم احسان بخش و جمی و عبايی خراسانی و خلخالی و آيت الله عباسی فر را قلع و قمع کردند و تيغ نظارت استصوابی بر گردن آنها نهادند و کسی هم دم بر نياورد که اين چه بلايی است که بر سر خبرگان ملت اين نظام می آورند و مگر آنها چه گناهی کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند.
نتيجه آن سکوت ها است که امروز عده ای به خود جرات می دهند به محض شنيدن صدايی ناخوشايند از يک نماينده، فرياد اخراج و حذف او را سر دهند. غافل از آنکه چنين اختناق و سختگيری هايی آن هم در حق يک نماينده مجلس خبرگان با هيچ عقل سليمی قابل توجيه نيست. چگونه می توان برای مردم توجيه کرد خفه کردن و بستن دهان يک نماينده مجلس خبرگان را که وظيفه ای سنگين برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دليل که حرفی ناخوشايند عده ای زده است؟ اين دم خروس چيزی نيست که بتوان به راحتی از عهده پنهان کردنش برآمد؟ و بايد که مقام رهبری خود وارد عمل شوند و در برابر اين بی حرمتی ها در حق يک نماينده مجلس خبرگان بايستند و ممانعت به عمل آورند.
و به راستی آيا مجلسی با اين ترکيب که تحقير عضو آن نيز چنين رايج و ممکن است چگونه می تواند در هنگامه ای سخت و در روز مبادا، تصميمی شايسته و بايسته برای کشور و ملت بگيرد؟ جناب آقای هاشمیپاسخ شما چيست به مردمی که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطی چنين خطير پرسش می کنند؟ آيا اگر مجلس خبرگان در اجلاس خود نگاهی گذرا به آنچه که در چهار سال گذشته بر اين مملکت رفته است می انداخت نمی توانست بسيار بهتر زمينه های پيدايش بحرانی که بر مملکت حاکم است - و شما البته فتنه اش خوانده ايد- را دريابد؟
شما در سخنرانی های قبل و بعد از انتخابات خود بارها به بحران های اقتصادی و به هم خوردن سند چشم انداز در کشور و انحراف از آن اشاره کرده ايد ولی آيا پرداختن به اين بحران ها نبايد جايی در مجلس خبرگان پيدا می کرد؟ آيا در وظيفه شما در مجلس خبرگان نيست که رسيدگی کنيد به آنچه که به نام خصوصی سازی و انجام اصل ۴۴ قانون اساسی انجام می شود و نهادهای تحت نظارت رهبری همچون سپاه و ستاد اجرای فرمان امام (که بنا به فرمانی که امام به بنده و آيت الله حسن صانعی دادند قرار بود حداکثر طی دو سال کليه اموال توقيفی اش يا رفع توقيف و يا با بررسی دقيق در صورت نامشروع بودن مصادره شود و اين ستاد به کار خود پايان دهد؛ ستادی که نوه گرامی حضرت امام نيز بارها گله کرده و درخواست داشته اند که در صورت تعطيل نکردن آن حداقل لفظ "امام" را از عنوان آن بردارند)
سهام يک وزارتخانه دولتی را در نيمی از يک ساعت به نام خود می کنند و به نام خصوصی سازی حماسه ای ديگر در ادامه و تکميل حماسه انتخابات رياست جمهوری اخير می آفرينند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به سياست خارجی بدون طرح و برنامه ای که موجب وهن نظام ما در مجامع بين المللی شده است پرداخته شد؟ آيا مشکلات اجتماعی حاکم شده بر کشور و امنيتی کردن فضای سياسی جامعه و دانشگاه ها و مراکز مختلف کشور از هيچ اهميتی برای بررسی برخوردار نبود که اعضای آن مجلس توجهی بدان نکردند؟
به راستی تا چه حد در اين اجلاس به عملکرد برخی سازمانهای تحت نظارت رهبری که نظارت عاليه بر آنها بر عهده شما در مجلس خبرگان است رسيدگی شد؟ آيا مروری نکرديد بر انچه در رسانه به اصطلاح ملی ما می گذرد و افتی که مخاطبان اين رسانه پيدا کرده اند؟ آيا صحبتی در اين خصوص شد که چرا سه کانديدای به ظاهر ناکام شبه انتخابات اخير را در قوطی می کنند و ياران آنها را در سلول انفرادی می اندازند و آنها صرفا در گذر از سلول های انفرادی است که می توانند راهی به آن رسانه ملی آن هم برای پخش اعترافات پيدا کنند و با اين حال درهای اين رسانه اما به روی حاميان کانديدای پيروزخوانده و دادستان محترم کشور باز است که بيايند و سخنان خود را يکسويه عليه کانديداهای ديگر مطرح کنند و بروند؟
آيا شما بر اين نکات واقف نبوديد؟ واقف بوديد و اگر در اين اجلاس به آنها اشارتی نشد آيا اين بدان مفهوم نيست که روحيه عدالت خواهی و رشادت انقلابی از ميان ما رخت بربسته و زايل شده است؟ و امروز به راستی چه پاسخی داريد در برابر آنهايی که مدعی اند اين مجلس وظيفه نظارتی خود را فراموش کرده و به نهادی بی اثر و تبليغاتی مبدل شده است؟ آيا جای آن نبود که اعضای اين مجلس سه کانديدای معترض به نتيجه انتخابات را که همگی از سرمايه ها و خدمتگزاران اين نظام بوده اند فرا می خواند و سخن آنها را می شنيد و پس از آن مبادرت به صدور بيانيه خود می ورزيدند؟
جناب آقای هاشمی
بر خود می بينم که بخشی از تعبير حضرت امام در خصوص جايگاه مجلس خبرگان را برای شما و ديگران يادآور شوم که فرمودند:
«اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئوليتی را قبول فرموديد که در راس همه مسئوليت هاست، و آغاز به کاری کرديد که سرنوشت اسلام و ملت رنج ديده و شهيد داده و داغ ديده در گرو آن است. تاريخ و نسل های آينده درباره شما و ملت قضاوت خواهند کرد و اولياء بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما می باشند: والله من ورائهم مُحيط و رقيب. کوچکترين سهل انگاری و مسامحه و کوچکترين اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعيت از هوای نفسانی که ممکن است اين عمل شريف را به انحراف کشاند بزرگترين فاجعه تاريخ را بوجود خواهد آورد».
و به راستی چه نسبتی است ميان عملکرد کنونی اين مجلس با انچه امام در خصوص جايگاه آن مجلس بر زبان آورده اند و اختياری که قانون اساسی و تدوين کنندگان آن بنا به رای مردم به اين مجلس و نمايند گان آن اعطا کرده است؟ چه جای انکار است که مجلسی چنان مهم در زمانه ای چنين خطير به نهادی بی اثر مبدل شده است. و من مهدی کروبی امروز اين نامه را به شما نوشتم و از باب تذکر و يادآوری اين نکات را بازگو کردم تا به وجدان خويش در برابر امام راحل، انقلاب و مردم شريف ايران عمل کرده و نشان داده باشم که آنچه بر آن مجلس می رود نه به نفع نظام است و نه به نفع مردم و نه تضمين کننده جمهوريت و اسلاميتی که بيش از ۹۸ درصد مردم در فروردين ۱۳۵۸ به آن رای دادند.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
مهدی کروبی
ششم مهر ۱۳۸۸

۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

كروبي پاسخ خطيبان جمعه را داد " جزییات ماجرای ترانه موسوی و ناگفته‏هایی از سوابق برخی از ائمه جمعه


كروبي پاسخ خطيبان جمعه را داد
گروه سياسي اعتماد ملي: مهدي كروبي به اهانت‌هايي كه از تريبون‌هاي مختلف به ويژه تريبون نماز جمعه مطرح شده بود پاسخ داد. او هفته پيش نيز تاكيد كرده بود چنانچه اين رفتارها ادامه يابد او صريح‌تر از گذشته مسائلي را مطرح خواهد كرد. چنين بود كه كروبي روز گذشته درمصاحبه‌اي دوساعته نه تنها به بيان ويژگي ائمه جمعه‌اي كه مسائلي را نسبت به وي مطرح كرده بودند پرداخت بلكه اعلام كرد در پاسخ به كساني كه مدعي آن هستند او نامه‌اي را بدون سند نوشته است يكي از مستنداتش را با ذكر جزئيات مطرح مي‌كند و چنانچه لازم باشد در آينده نيز مطالبي را طرح خواهد كرد. اشاره كروبي به پشت پرده ماجراي ترانه موسوي است.

مهدي كروبي در واكنش به جوسازي‌هاي اخير و توهين‌هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت: «برخي فكر مي‌كنند كه با اين تهمت‌ها و فحاشي كردن‌ها من از ميدان كنار مي‌روم ولي من به اين آقايان توصيه مي‌كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اواخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله آنكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد.»
دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين، هتاكي و تهمت‌هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلف و به دنبال نگارش نامه‌اي نسبت به او شد گفت: «‌طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته‌هايي را بازگو خواهم كرد.» كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه‌اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت:
«پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت، بي‌قانوني، خودسري و دخالت افراد غير مسوول به نام نظام و شبه نظامي و لباس شخصي‌ها امري بي‌سابقه بود و چنين است كه انسان‌هاي مسوول، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي‌دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اينچنيني خشكانده شود.»
وي افزود:‌«در هر كجاي دنيا ممكن است چنين حوادثي اتفاق بيفتد كه در عرصه تظاهرات جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان‌هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي‌خواهند انجام دهند. در واقع ابتدا افراد را به مكان‌هاي نامعلومي منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان‌هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه‌اي وجود داشته يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك، برخي كلانتري‌ها و پايگاه‌هاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است.»
كروبي خاطر نشان كرد:
«حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي‌كنند چنين برخورد كرد؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده‌اند به طوري كه دندان‌ها و سرها شكسته شده است و حتي بنابر برخي گزارش‌ها چشماني كور شده و برخي در زندان جان باخته‌اند. اين درحالي است كه معمولا شكنجه‌ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي‌گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي‌كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي‌دهند كه او تحت درمان است. بنابراين از اين جهت من مي‌گويم كه خشونت‌هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي‌تدبير صورت گرفته كه بي‌سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به نتيجه اعلام شده انتخابات اعتراض داشته‌اند.»‌ رفتارهاي غيرمنطقي بي‌شماري صورت گرفته است.
كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت: «به اندازه‌اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي‌ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي‌دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشت گاه كهريزيك را صادر كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از آمران و مسببان اين حوادث هستيم.»
وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به نتيجه اعلام شده انتخابات به او مي‌رسيد گفت: «ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي‌كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند نزد من مي‌آمدند و بيان مي‌كردند. رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده‌اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تفحص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي‌بيند با شجاعت مقابل آنها مي‌ايستد و نسبت به اين رفتار اعتراض مي‌كند. من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي‌شود،‌هر خواننده‌اي مي‌تواند خودش را جاي آن مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.» وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت: «هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي‌آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي‌كرد كه آنها تنها مي‌گفتند سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد يا در پرونده يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي‌آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي‌كند كه تنها به او تذكر مي‌دهند ولي اكنون شاهد آن هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتك مي‌زنند و از اين جهت مي‌گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي‌سابقه است.»
كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت:‌«من اين مسائل را طي نامه‌اي به رياست محترم قوه قضائيه، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسوولان يادآور شده يا در مصاحبه‌ها به صورت مكرر بيان كرده‌ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي‌شود مانع از تكرار آن شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه‌اي را به صورت محرمانه به رئيس مجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته‌اند و تاكيد كردم كه ان‌شاءالله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه‌اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جزو نيروهاي خودسر بوده‌اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به آن داده شود و از سوي ديگر خون بچه‌هايي كه در اين راه كشته شده‌اند تضييع گردد.» كروبي افزود: «‌من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اينچنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده‌ايم مطرح شود تا حداقل عده‌اي باور كنند.» متاسفم كه اين مطالب از تريبون نماز جمعه مطرح شد كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه‌اي صورت گرفت گفت: «‌بيش از 10 روز منتظر پاسخ نامه‌ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه،‌مجلس، وابسته به نهادهاي نظامي، سايت‌ها و خبرگزاري‌ها، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند.
ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي تبديل شد. چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه‌اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده‌اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده‌اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه‌ها را انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه‌هاي بين‌المللي بردند و فيلمي از آن منتشر شد كه هيچ بيننده‌اي نتوانست ان را بيش از 10 دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت‌هاي آنها شنيده مي‌شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت.»
وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت: «افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده‌ام تهمت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار آن پرداختند. هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها بنا به دلايل خاص بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند.
از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر آنان نيستند جاسوس، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده‌اند. مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه‌ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه‌اي را نوشته‌اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش،‌وزير آموزش عالي كشور و رئيس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي‌كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است.
به نظر مي‌رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي‌دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند. اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده‌اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي‌كنند و آبروي آنها را مي‌ريزند. همين اندازه نيز بگويم روزنامه‌اي كه چنين مطلبي را مي‌نويسد مسوولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است.»
كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري‌ها كه آن نيزخود را مصون از هر چيزي مي‌داند گفت:«اين خبرگزاري محترم به انتشار اخبار كذب عادت دارد به طوري كه زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسوول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد. كه اين‌هم نمونه‌اي از آشكار شدن دروغگويي برخي از رسانه‌هاست.»
ناگفته‌هايي از سوابق برخي ائمه
جمعه كروبي در ادامه گلايه‌هاي بسياري داشت از ائمه جمعه‌اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته‌اند به بيان برخي از ويژگي‌هاي شخصيتي آنها پرداخت. وي گفت: «امام جمعه‌اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف‌ها را مي‌زند و بنده را تروريست مي‌خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي‌خانه و كاشانه بوده‌اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول‌هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا آنكه به تبليغ براي مرحوم آيت‌الله شريعتمداري بپردازد. ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند.»
كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت:‌«‌آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف‌هايي را مي‌زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همين اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت‌الله منتظري مي‌نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي‌كرده است و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول آيت‌الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد.»
كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت: «‌آيا نمي‌شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي‌دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري يا ماموراني كه متخلف بوده‌اند مجازات شوند و آنگاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموراني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت‌هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي‌شد.»
مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي‌ها عليه وي گفت: «‌برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف‌ها را مي‌زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي‌آور بودند و البته جر اصلاحاتي‌هاي داغ نبوده و هيچ نامه‌اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند. چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد‌هادي خامنه اي، محتشمي پور، مرحوم خلخالي، موسويان و آيت‌الله بيات را محاكمه مي‌كردند چرا كه ديگر نمي‌شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسوولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند.»
وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت: «‌از نظر بنده امام جمعه قم آيت‌الله جوادي و آيت‌الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي‌كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي‌دهم و حرمت پدرش را نگه مي‌دارم.» كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت‌هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت.
وي گفت:‌«‌برخي از برادران نظامي كه چنين حرف‌هايي را مي‌زنند بايد هم اينگونه موضع‌گيري كنند چرا كه آنها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده‌ها نيز نفوذ مي‌كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد در آن باره صحبت خواهم كرد.»
وي افزود: «‌برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده‌اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضان كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد.»
كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح‌تر از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد: «‌من از پشت پرده اين ماجرا مي‌گويم تا ببينم كساني كه در مذمت دروغگويي صحبت مي‌كنند برآشفته شوند و در برابر اين دروغگويي موضع گيري كنند.»


وي چنين ماجرا را شرح داد:
«مدتي پيش در سايت‌ها،‌خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است. مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده‌اش بيايند و جنازه‌اش را تحويل بگيرند. در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه‌هاي بيگانه برخي مسوولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند. بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند. براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي‌برم متوجه شدند كه خانواده‌اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي‌كند و تنها نياز به آن بود كه به صحنه سازي بپردازند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه‌اي كنند كه در آن بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي‌كند. پس چند نفر از افراد امنيتي كه چهره‌هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي‌روند و خطاب به خانواده مي‌گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه سوختگي شده و براي آنكه معلوم شود اين عروس آنها هست يا خير بيايند و جنازه‌اش را تحويل بگيرند. در همين هنگام پدرخانواده مي‌گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي‌كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره‌هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند. در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره‌هاي علمي و سياسي است تلفن مي‌كند و مي‌گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي‌خواهد كه فرزندش به او مي‌گويد برادرش براي آنكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند. در همين حال مادر متوجه مي‌شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي‌رود و به بيمارستان منتقل مي‌شود. پدر خانواده وقتي كه متوجه مي‌شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي‌گيرد كه او متوجه مي‌شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتابزده به منزل مي‌رساند. او مشاهده مي‌كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از آنها از چهره‌هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته‌اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي‌اندازد كه مي‌گفت:‌«‌اي كاش ما درجبهه‌ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جزو چه جمعيتي باشيم» اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي‌كند مي‌گويد كه نزد من اين حرف‌ها را نزنيد چرا كه من مي‌دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي‌برد كه پيش كولي معلق نزنيد. آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي‌شوند از اين جهت با او صحبت مي‌كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي‌هاي رسانه‌هاي بيگانه به صلاح است كه با آنها همكاري كنند. در همان حال اعضاي خانواده گفته‌اند كه شما از ما چه مي‌خواهيد آنها مي‌گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است. برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي‌كند و مي‌گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره‌هايي شناخته شده هستيم و البته از آنها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه آن افراد گفته‌اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد. همچنين اين خانواده گفته‌اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه آنها مي‌گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد. در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره‌هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي‌گيرد و فكر مي‌كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي‌شود ولي او پيشنهاد مي‌كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند. در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي‌شوند كه برادر شوهر ترانه مي‌گويد بنابراينكه آنها منزلشان را تغيير داده‌اند ما شماره‌اي از آنها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم. پدر شوهر ترانه نيز مي‌گويد كه شايد حاج خانم (همسرش) شماره‌اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي‌گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده‌اند كه خطاب به اين افراد گفته‌اند شما برويد و ما خودمان سعي مي‌كنيم شماره تلفن آنها را پيدا كنيم.ولي جالب توجه اينكه قبل از آنكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند آنها خودشان تلفن را پيدا مي‌كنند. در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي‌گيرد و مي‌گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي‌گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با آنها صحبت كنيد. چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي‌كند. البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده‌اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده‌اند و مي‌خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به آنها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود.»
از دروغگويي مسوولان متاسفم
كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغگويي‌هاي برخي مسوولان ابراز تاسف كرد و گفت:‌«‌اين افراد اظهار كرده‌اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي، ارزش‌هاي انقلاب و آرمان‌هاي حضرت امام مهم است. حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده‌هايي است كه به مردم داده‌ايم ولي متاسفم كه اينكه از انقلاب برگشته‌ايم و با آبروي نظام بازي مي‌شود.»
وي تاكيد كرد:‌«‌آيا مسوولان از اين طريق مي‌خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي‌تدبير عمل كرده‌اند چرا كه مردم اينقدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند.»
كروبي با بيان اينكه براي مسوولان گوشه‌اي از حوادث تاريخي را بازگو مي‌كنم گفت: ‌ «هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يكسري افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا حركت امام‌خميني براي مبارزه با رژيم پهلوي را به ماجراي كشتار مردم در مسجد گوهرشاد تشبيه كنند. در ماجراي مسجد گوهرشاد حركتي عليه كشف حجاب از سوي رضاخان صورت گرفت و در آن حادثه عده‌اي كشته شدند. بعد از مدتي در همان سال 41 وقتي كه با ماجراي حركت مبارزاتي امام مواجه شدند در يكي از روزنامه‌ها همين ماجراي مسجد گوهرشاد را نوشتند تا حركت امام را با آن مقايسه كنند. در ماجراي مسجد گوهرشاد شيخ جواني به نام بهلول در مسجد سخنراني مي‌كرد و مردم را به ايستادگي دعوت مي‌كرد كه پس از حمله نيروها و آغاز كشتار مردم فرار كردند كه اين شيخ نيز فرار كرد ولي او پس از آن همواره آواره بود و سال‌ها در افغانستان زنداني بود و آخر عمر خود به ايران آمد. پيرو اين قضيه ماجرايي ساختند مبني براينكه اين فرد به خارج از كشور رفته و در آنجا زندگي خوبي دارد. در همان زمان عكس فردي را با كروات در روزنامه چاپ كردند و نوشتند كه اين فرد تاجر آهن است و در خارج زندگي مي‌كند و وضعيت خوبي دارد. نوشتند اين فرد بهلول نام دارد كه آمده به ايران و اين كشتار را راه‌اندازي كرده و خود به خارج متواري شده است. در همان زمان جمعيتي واقعيت را كشف كردند و بهلول واقعي را معرفي كردند. اعلاميه‌اي مبسوط در مشهد منتشر شد كه بر روي آن دو عكس چاپ شده بود. عكس فردي كه همان تاجر آهن بود كه در خارج زندگي مي‌كرد و آن را معرفي كرده بودند و ديگر عكس بهلول واقعي را كه مدت‌ها در زنداني در افغانستان بود منتشر كردند. بنابراين در حدود 48 سال پيش چنين حادثه‌اي روي داد كه سريع برملا شد. حالا چطور است كه مسوولان انتظار دارند كه در تهران و آن هم در عصر ارتباطات حادثه‌اي روي دهد و كسي متوجه آن نشود و يك خانواده محترم را بياورند و بگويند كه مطلبي را تكذيب كند و اين خانواده پس از آنكه متوجه شدند اين اقدام كلكي به آنها بوده است ناراحت شدند.»
كروبي افزود:‌«همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي‌شد من قبل از آنكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتم كه در آن مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي‌كنند كه مردم نمي‌دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه‌اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است.»
وي با اشاره به موثق بودن منبعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت:‌«‌مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده‌اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح‌تر صحبت مي‌كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است.»
با روشن شدن ابعاد ماجرا عقب‌نشيني مي‌كنم وي همچنين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسوولان اشاره كرد و گفت:‌«در سال‌هايي كه قتل‌هاي زنجيره‌اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)‌را منفجر كرده‌اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب‌گذاري كنند كه عامل آن دستگير شده است. پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آوردند و آنها بسيار سر حال مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند. من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي‌شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت آنها را مقابل دوربين بياورند و آنها نيز اعتراف كنند. نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل‌هاي زنجيره اي،‌نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي‌شود.» كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت:‌«‌من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضع‌گيري اينچنيني ندارم بلكه همان طور كه مي‌دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم در مواقعي كه تفكرات آنها را صحيح نمي‌دانم تذكر داده‌ام و با آنها برخورد كرده‌ام و البته هزينه آن را نيز پرداخته ام.
من در مقابل كسي ايستادم كه هم براي من محترم است و از دوستان بنده مي‌باشد و از پايگاه و نفود هم در جامعه برخوردار بود و من نيز براي انتخاب او نقش مهمي داشتم ولي اين فرد از هيچ مخالفتي با من دريغ نكرد و در انتخابات دو دوره گذشته رياست‌جمهوري از من حمايت نكرد ولي من به راه خودم ادامه دادم.
بنابراين اين آقايان خيال مي‌كنند كه با تهمت و افتراهايي كه مطرح مي‌شود من از ميدان كنار مي‌روم در حالي‌كه من مي‌گويم كه مطالبي كه از تريبون نماز جمعه يا روزنامه‌هايي كه مردم نسبت به آنها اعتماد ندارند و خوش بين نيستند مطرح مي‌شود من از ميدان در مي‌روم. من در شرايطي عقب نشيني خواهم كرد كه همه بدون آنكه قصد مچ گيري داشته باشيم همه ابعاد حوادث تلخي كه روي داده و موجب ضربه زدن به نظام شده و مباحثي را در داخل و خارج مطرح كرده است بررسي شود و نتايج اين بررسي‌ها صادقانه و معقول و منطقي به مردم اعلام شود. وي تاكيد كرد: «در زماني من سكوت مي‌كنم كه همه ابعاد اين ماجراها بررسي شود و با مردم صادقانه حرف زده شود و هر كسي كه تخلف كرده متناسب با جرمي كه انجام داده و مطابق با قانون محاكمه شود و هر كسي اشتباهي كرده اشتباه خود را بپذيرد.»
كروبي در نهايت تاكيد كرد:«اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي‌گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي‌كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي‌كنم.»
وي تاكيد كرد: «وقتي كه همه ابعاد قضيه بررسي شد از امام جمعه‌ها بخواهيم كه بيايند و در نماز جمعه نتيجه را مطرح كنند نه اينكه در اظهاراتي يك طرف محكوم و يك طرف حاكم باشند.»
سوابق خطيبان جمعه از نگاه كروبي
امام‌جمعه‌اي كه در كنار حرم ثامن‌الحجج مرا تروريست مي‌خواند گويي فراموش كرده موقعي كه امثال من زندان بوديم ايشان با پول‌هايي كه در اختيار داشتند به پاكستان مي‌رفتند و براي مرحوم آيت‌الله شريعتمداري تبليغ مي‌كردند
آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف‌هايي را مي‌زند هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همين اندازه شنيدم كه در صف اول درس آيت‌الله منتظري مي‌نشسته و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول آيت‌الله منتظري تبديل شد و رشد جهشي غيرمعقول پيدا كرد
از نظر بنده امام جمعه قم آيت‌الله جوادي آملي و آيت‌الله اميني هستند و اين‌كه فردي را براي چنين مواقعي به‌عنوان امام‌جمعه معرفي مي‌كنند جالب توجه است البته من به‌علت آشنايي با پدر مرحوم ايشان درباره اظهارات‌ اين فرد واكنشي نشان نمي‌دهم و حرمت پدرش را نگه مي‌دارم

۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

نامه تاثر برانگیز مهدی کروبی درباره نحوه برخورد با زندانیان سیاسی به رئیس مجلس خبرگان

نحوه رفتار برخی از ضابطان با بازداشت‌شدگان،
خصوصا زنان و دختران، در شأن جمهوری اسلامی نیست
قلم - مهدی کروبی از هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان خواست با تشکیل یک هیات به برخی شایعات و نحوه برخوردها با بازداشت‌شدگان رسیدگی شود. این نامه که حدود 10 روز بعد از ارسال به رئیس مجلس خبرگان، بصورت عمومی منتشر شده است، محتوای نامه ابراز نگرانی شدید نسبت به وضعیت بازداشت شدگان و نحوه رفتار با آنان بر اساس شنیده های قابل اعتنا و متواتر می باشد. متن کامل نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی به این شرح است:


حضور محترم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام و احترام
بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگیری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگیز حتی با خانم‌ها در سطح خیابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده‌اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده‌ایم سخت بود.
از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به 40 روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.
هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه‌ها جایی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.
احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامه‌ای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
اما موضوعی را شنیده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.
افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌کند که روی بسیاری از حکومت‌های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.
گمان نمی‌کنم زندانیان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، دیده یا شنیده باشند.
اینجانب این مطالب را برای شما می‌نویسم و مصرانه می‌خواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانید با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که ان‌شاءالله هم نیست و بعید می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سایت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیده‌ام تهدید شده‌اند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.
جناب آقای هاشمی
اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نیز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی می‌نمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از این قرار است:
عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.
با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور می‌شوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.
با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
7/5/1388