تاریکی شب و شهر و مردمان آن در خواب و در حاشیه شهر، داخل خانه ای محقّر، به دور از چشم نظاره گران، سه نفر به دور آتش برافروخته، مشغول به کاری که شرع نمی پسندد و حاکم شرع بر نمی تابد ،که ناگاه بی اذن دخول، خلیفه و غلامانش، داد و فریادزنان وارد خانه شده و روی به آن سه می کند...